تحلیلی درباره ناهار خوردی؟

سیدابراهیم رئیسی رئیس جمهوری است که به مسایل جزئی نیز در کنار مسایل کلی توجه دارد؛ به عنوان مثال هنگام بازدید از محلی، به جزئیات مسایل توجه میکند، حال افرادی که در مسیر قرار دارند را میپرسد یا با آنها گپوگفت میکند که این میتواند حتی تبدیل به ابزاری برای تخریب او شود؛ اما رئیسجمهوری توجهی به مسایل کل و مشکلات کلان ندارد، این درحالی است که توجه به موضوعهای جزئی به معنای بیتوجهی به امور کلی نیست. رسانه امروز دیگر یک ابزار فقط اطلاعرسان یا آگاهیبخش نیست، بلکه میتواند خلق کند، تغییر دهد، نابود کند، رسانه میتواند بحرانها را از گردنههای صعب عبور دهد یا میتواند موضوعهای کوچک را به بحرانهای بزرگ تبدیل کند؛ بنابراین تعیین نسبتها در جامعه شبکهای چه جهت صیانت از مخاطبان و چه در راستای سیاستگذاری رسانهای ضرورتی لازم است.

برای استهزا بیشتر دروغ بافتند، مثل ماجرای سفر به روسیه و یا همین مورد اخیر. اولی روشن است. انهدام یک فرد یا فیزیکی است یا هویتی. فرد با نظام تداعیهایش مسائل را تحلیل میکند. پساحقیقت به وسیله رسانهها و اکنون به وسیله فضای مجازی تقویت میشوند؛ تکهتکه شدن منابع خبری در این شبکهها، جهانی را ایجاد میکند که در آن دروغ و شایعات و دیگر شکلهای اخبار جعلی با سرعت بالایی گسترش مییابند و اعضا به یکدیگر بیشتر از منبع جریان رسانهای اعتماد دارند. مدتی است گفتوگوی رئیسی با کارمند ریاستجمهوری بهانه استهزا در برخی رسانهها شده است. اما چرا استهزا؟ چندسطر پایینتر جواب میدهیم.

اما اهمیت موضوع اینجا نیست. رسانههای بیگانه هر روز با هدف سوژهسازی و تضعیف افکارعمومی در ایران به یک موضوع حمله میکنند؛ یک روز توافقنامه با چین را هدف حملات هدفمند قرار میدهند و در این مسیر در روزی که سال نوی چینی است و طبق رویدادهای مرسوم بینالملل، پرچم چین کنار پرچم ایران، با نورپردازی روی برج آزادی نمایش داده میشود، آن را مورد شماتت قرار میدهند، در حالی که این آداب بینالمللی در کشورهای مختلف اجرا میشود. هر چه این پیگیریها بیشتر میشود؛ اینگونه ویدئوهای حاشیهای و انحراف از اصل موضوع نیز شدت میگیرد زیرا در فضاهای غیررسمی و تعامل راحت با مردم، گاهی زمینه تولید فیلم، افزایش یافته و احتمال شکلگیری سوژههای قابل کنایه نیز افزایش مییابد.

امروز دیگر رسانهها در سراسر جهان علاوه بر کارکرد اطلاعرسانی، وظیفه خطیر شفافسازی اخبار و وقایع را نیز برعهده دارند؛ در واقع در کنار اطلاعرسانی، رفع ابهامها، پاسخ به انتظارات از اطلاعات درست، سازماندهی مسیری برای درک حقایق، واقعیتها و اتفاقاتی که در جامعه رخ میدهند نیز از وظایف و کارکردهای مورد انتظار از رسانههاست. محسن مهدیان مدیر عامل موسسه “همشهری” در این روزنامه نوشت: مدتی است گفتوگوی رئیسی با کارمند ریاستجمهوری بهانه استهزا در برخی رسانهها شده است. «مک لوهان» جامعهشناس و نظریهپرداز رسانه معتقد است که رسانهها با دادهها بـه ماساژ ذهن مخاطبان میپردازند و پیامهای رسانهای بدون تامل وارد ذهن افراد میشود.

دیدگاهتان را بنویسید