یکجانبهگرایی دونالد ترامپ و افول قدرت نرم آمریکا در اقتصاد سیاسی جهانی

رئیس جمهور سابق ایالات متحده در صحبت با باک سکستون، پادکست ساز محافظه کار گفت: «این حرکت نبوغ آمیز است. رئیسجمهور سابق آمریکا در یک اظهارنظر درباره تحولات اوکراین، واشنگتن را «احمق و ضعیف» خواند. هواداران ترامپ با استناد به همین دروغ بزرگ در اقدامی مرگبار، حریم کنگره را نقض کردند و این دروغ همچنان دارد و به اختلافات عمیق ملی در آمریکا دامن میزند. دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ به عنوان نامزد حزب جمهوریخواه با هیلاری کلینتون نامزد حزب دمکرات به رقابت پرداخت و در این انتخابات که روز سه شنبه ۸ نوامبر ۲۰۱۶ (۱۸ آبان ۱۳۹۵) برگزار شد با کسب ۵۹۰۴۱۲۵۰ رای (چهل و هفت ونیم درصد آرا) و ۲۸۹ رای الکترال در مقابل ۵۹۱۷۷۳۰۳ رای(چهل و هفت وشش دهم درصد آرا) ۲۱۸ رای الکترال رقیب خود، برای مدت چهارسال – که از ۲۰ ژانویه ۲۰۱۷ (اول بهمن ۱۳۹۵) آغاز می شود – به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد.

بر این اساس سؤال اصلی این تحقیق عبارتست از اینکه: جهت گیری سیاست خارجی آمریکا در دوره ترامپ بر محور «اولویت بخشی به منافع امریکا» (امریکا اول) طی بازه زمانی 2019-2017 چگونه بر تجارت بین الملل تأثیرگذار بوده است؟ سؤال اصلی مقاله این است که «با توجه به مواضع ترامپ، تحولات منطقه ای، جهانی و رویکرد بازیگران ذی ربط، چشم انداز بحران اتمی کره شمالی تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا چگونه است؟ سؤال اصلی مقاله این است که سیاست خارجی ترامپ در قبال خاورمیانه بر اساس چه مؤلفه هایی است؟

ترامپ اقدام زیرکانه پوتین در اعزام قویترین نیروی حافظ صلح در جهان برای تصاحب مناطق جدایی طلب اوکراین را تحسین کرد و گفت ایالات متحده هم در مرزهای جنوبی باید همین کار را انجام دهد. ما هم میتوانیم در مرزهای جنوبی از آن استفاده کنیم. ولی هیچکدام از آنها نتوانستند به موفقیت چندانی در جذب کاربر دست پیدا کنند و به نظر نمیرسد که در برابر غولهایی مثل توییتر و فیسبوک کار راحتی در پیش داشته باشند. دونالد ترامپ روز سه شنبه، ساعاتی پس از انتشار بیانیهای مبنی بر اینکه روسیه تحت نظارت او هرگز به اوکراین حمله نمیکرد، از طرح ولادیمیر پوتین برای حمله به اوکران به عنوان اقدامی نبوغ آمیز تمجید کرد و رهبر روسیه را بسیار زیرک خواند.

سیاست خارجی کشورها همواره در بطن نظام ارزشی و ویژگی های ملی حاکم بر آن ها شکل می گیرد که شکل دهنده هویت ملی آن ها به عنوان یک ملت – دولت است و در راستای تامین منافع ملی و دست یابی به اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت آن ها تئوریزه و عملیاتی می شود. فرضیه اصلی مقاله این است که این نوع رویکرد، صرفا تاکتیکی در راستای تغییر دادن اهداف استراتژیک سیاست خارجی کشورهای دیگر، اعم از دوست و دشمن آمریکا، با هدف پذیرش هژمونی آمریکا در عرصه سیاست بین الملل توسط آن ها و تثبیت جایگاه ابر قدرتی این کشور در نظام بین الملل می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید